دختری دلش شکست *** *** *** *** بیست و یکمین سال عمرتو برات پر از شادی ،مسخره بازی دلتو دست خدا بسپار...اون موقع حتی اگه بشکنه بلده چه جوری بچسبونتش... خیلی خیلی دوستت دارم ضمنا کادوتم
رفت و هر چه پنجره
رو به نور بود
بست
رفت و هر چه داشت
یعنی آن دل شکسته را
توی کیسه زباله ریخت
پشت در گذاشت
صبح روز بعد
رفتگر
لای خاکروبه ها
یک دل شکسته دید
ناگهان توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشم های خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید
رفتگر برای کفتر دلش
آب و دانه برد
رفت و تکه های آن دل شکسته را به خانه برد
سال هاست
توی این محله با طلوع آفتاب
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال هاست
عاشق است... ،بی خیالی از غصه ها و روز مره گی ها ،خیال خدا و خوبی ها آرزو میکنم...
و از این که اینجا تولدتو تبریک گفتم بی نهایت خوشحالم...
پیشم محفوظه...انشالله وقتی کیک تولد خوردیم...
...
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |